رده‌بندی سنی ادبیات کودک و نوجوان برآمده از فرهنگ ما نیست
رده‌بندی سنی ادبیات کودک و نوجوان برآمده از فرهنگ ما نیست

جواد محقق شاعر کودک و نوجوان در گفتگو با خبرنگار مهر درباره اقبال و علاقه نوجوان‌ها به شعر نوجوان گفت: حدود بیست سال در اردوهای شعر و قصه دانش‌آموزی پسرانه و دخترانه به عنوان داور و مربی شرکت کرده‌ام. در این بیست سال، غیر از دو سه بار یادم نیست دیده باشم بچه‌های شاعر در […]

جواد محقق شاعر کودک و نوجوان در گفتگو با خبرنگار مهر درباره اقبال و علاقه نوجوان‌ها به شعر نوجوان گفت: حدود بیست سال در اردوهای شعر و قصه دانش‌آموزی پسرانه و دخترانه به عنوان داور و مربی شرکت کرده‌ام. در این بیست سال، غیر از دو سه بار یادم نیست دیده باشم بچه‌های شاعر در این اردوها کتاب شعر نوجوان دست‌شان باشد.

وی درباره بی‌علاقگی شاعران نوجوان به شعر نوجوان ادامه داد: در این اردوها تنها یکی دوبار در دست بچه‌ها کتاب شعر نوجوان دیدم که یکی از آنها کتاب را جلد کرده بود تا بقیه نفهمند او شعر نوجوان می‌خواند. از او پرسیدم چرا کتاب را جلد کردی؟ گفت اگر بقیه بفهمند فکر می‌کنند من هنوز بچه‌ام. یعنی آن کسی که شعر نوجوان می‌خواند هم پنهان می‌کند. بخشی از این اتفاق به خاطر این است که نوجوان‌ها دوست دارند بزرگ دیده شوند. فکر می‌کنند اگر شما کتاب همراه با نقاشی و طراحی بخوانی، داری کتاب بچگانه می‌خوانی. در عوض انواع و اقسام کتاب‌های بزرگسال از سهراب و سیمین و فروغ و… دستشان بود و به طور جدی این کتاب‌ها را مطالعه می‌کردند.

رده‌های سنی در حوزه ادبیات کودک و نوجوان باید تغییر کنند

این شاعر افزود: من جزو معلم‌هایی هستم که در ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان، هنرستان و تربیت معلم تدریس داشته‌ام؛ هم دخترانه و پسرانه، هم شهر و روستا. در این تجربه‌های آموزشی هم ندیده‌ام بچه‌ها دنبال شعر نوجوان باشند. شعر کودک را گاهی دیده‌ام، ولی شعر نوجوان نه.

محقق با اشاره به رده‌های سنی حوزه کتاب گفت: یکی از مشکلاتی که در روستاها با آن مواجه بودم، رده‌های سنی است که کانون پرورش فکری برای نوجوانان تعریف کرده است. این رده‌های سنی در روستاها اصلاً جواب نمی‌داد. چون بچه‌های روستا در خواندن ضعیف هستند، نمی‌توانند کتاب‌های شعر نوجوان را بخوانند. مثلاً بچه‌های مقطع راهنمایی دوست داشتند شعر کودک بخوانند، چون این کتاب‌ها هم تصویر بیشتری داشت، رنگ بیشتری داشت و هم کلماتش ساده‌تر بود و برای آنها راحت‌تر بود.

وی ادامه داد: من یک‌بار در یکی از جلسات کانون درباره همین تقسیم‌بندی توضیح دادم و گفتم این تقسیم‌بندی از فرانسه آمده و متعلق به فرهنگ ما نیست، به همین خاطر در ایران جواب نمی‌دهد. اگر در شهر جواب بدهد که نمی‌دهد، در روستاها اصلاً جواب نمی‌دهد. من بر اساس تجربیاتی که داشتم، به چنین نتیجه‌ای رسیده‌ام.

پیش از انقلاب فقط دو سه تا شاعر شعر نوجوان داشتیم

جواد محقق با بیان اینکه شعر نوجوان مخاطب جدی ندارد، گفت: البته به این معنا نیست که نمی‌توانیم مخاطب شعر نوجوان و یا شاعر نوجوان تربیت کنیم. ما قبل از انقلاب همین را هم نداشتیم. بعد از انقلاب شاعران زیادی در حوزه شعر نوجوان تربیت کردیم ولی متأسفانه به اندازه شاعران نوجوان، خواننده‌های این حوزه را افزایش ندادیم. ما قبل از انقلاب چند تا شاعر کودک و نوجوان داشتیم؟ شاید در کل سه تا شاعر کودک و نوجوان داشتیم که آقای کیانوش، دولت‌آبادی و یمینی‌شریف بودند. الآن فقط در شهر ما همدان سی چهل تا شاعر کودک و نوجوان است.

این شاعر با اشاره به مشکلات شعر نوجوان گفت: نوجوان‌های ما به شدت ضعف خواندن دارند. وقتی شما مشکل خواندن داری، شعر هم لذتی ندارد. ریتم شعر است که به شما لذت می‌دهد؛ وقتی نمی‌توانی شعر را به درستی بخوانی، طبیعتاً لذت نمی‌بری. حالا همین قضیه شهر به شهر فرق دارد. حتی این نقطه شهر با آن نقطه شهر فرق دارد. این یک واقعیتی است که نباید از آن فرار کرد. تقسیم‌بندی که روی کتاب‌های کودک و نوجوان داریم در کشور ما کارآمد نیستند و باید تغییر کنند.

بچه‌ها باید از کودکی با گلستان و آثار کهن فارسی آشنا شوند

وی افزود: البته من بارها دیده‌ام وقتی با بچه‌ها کار کردیم، با وجود اینکه به شعر و کتاب علاقه‌مند نبودند، آرام آرام از نوع خوانش ما یاد می‌گرفتند و خودشان علاقه‌مند می‌شدند. بنابراین اگر بخواهیم بچه‌های ما کتاب‌خوان بشوند، یک راهش این است که از کودکی آنها را با کتاب آشنا کنیم. همان‌طور که بعضی از بزرگان مثل آقای شفیعی کدکنی معتقد هستند که کسی با «جوجه جوجه طلایی» کتابخوان و ادبیات‌فهم نمی‌شود. آنها معتقد هستند که باید مثل قدیم عمل کنیم. قدیم‌ها از بچگی گلستان سعدی می‌خواندند. البته که در آن سن معانی و تعابیر و عبارات و قصه‌ها را نمی‌فهمیدند ولی هر سالی که بزرگ‌تر می‌شدند، یک لایه‌ای از آن شعر برایشان کشف می‌شد و به مرور علاقه‌مند می‌شدند. کسی که با شعر «جوجه جوجه طلایی» ادبیات را یاد می‌گیرد، نمی‌تواند گلستان بخواند. یعنی حدش خواندن و فهم گلستان نیست. ذهنیتش طوری بار نمی‌آید که به گلستان نزدیک شود.

محقق در پایان گفت: تا زمانی که نتوانیم خواننده شعر نوجوان تربیت کنیم، شعر نوجوان وضعیت بهتری پیدا نمی‌کند. البته نقش آموزش و پرورش هم در بی‌علاقگی نوجوان‌ها به شعر کم نیست، چرا که همه تمرکزش بر کتاب‌های درسی است. علاوه بر این خانوده‌ها هم می‌گویند متأسفانه بچه‌های ما کتاب غیردرسی می‌خوانند! یعنی به جای اینکه خوشحال شوند، ناراحت هم می‌شوند و از این اتفاق جلوگیری می‌کنند. برای اینکه شعر نوجوان رشد کند، باید این زنجیره را اصلاح کنیم و کتاب شعر نوجوان را به دست مخاطبش برسانیم.