تعداد بازدید: ۷ درباره سوریه بوده یا برنامۀ هستهای یا توصیه به مذاکره نمیدانیم اما این را میدانیم که همه دارند میپیچند. همه چیز در حال تغییر است. سیاست خارجی ایران هم ناگزیر از تغییر است. در این فقره نمیتوان سیاست ها و ادبیات سابق را با محوریت آرمانخواهی ایدیولوژیک مدام تکرار کرد و […]
تعداد بازدید: ۷
درباره سوریه بوده یا برنامۀ هستهای یا توصیه به مذاکره نمیدانیم اما این را میدانیم که همه دارند میپیچند. همه چیز در حال تغییر است. سیاست خارجی ایران هم ناگزیر از تغییر است. در این فقره نمیتوان سیاست ها و ادبیات سابق را با محوریت آرمانخواهی ایدیولوژیک مدام تکرار کرد و مثل رانندگی در آزادراه تهران – اصفهان یا قزوین- زنجان کیلومترها صاف و مستقیم راند. در “هزار چم” باید به گونهای دیگر راند!
مهرداد خدیر- دربارۀ سفر فشردۀ دیروز سرگی لاوروف وزیر خارجۀ روسیه به تهران آن هم اندکزمانی بعد از دیدار او با وزیر خارجۀ جدید آمریکا در ریاض و تغییر موضع واشنگتن در قبال جنگ اوکراین چهار احتمال مطرح است:
اولی همان است که در ادبیات رسمی تکرار میشود و از زبان آقای عراقچی آمده که همکاری اقتصادی ایران و روسیه در حال پیشرفت است. یعنی نزدیکترین چهره به پوتین در فضای جدید بینالمللی به ایران آمده تا همکاریهای اقتصادی را گسترش دهد! البته از آنچه آقای وزیر خارجۀ ایران نفی کرده شاید بتوان دریافت احتمالا چه موضوعات دیگری مطرح شده است. چون در گفتوگوی رسانهای بعد از آن تأکید کرد:“تحت فشار و تهدید و تحریم مذاکره نخواهیم کرد و مادام که فشار حداکثری به شکل فعلی اِعمال می شود امکان مذاکرۀ مستقیم میان ایران و آمریکا وجود ندارد.”
روزنامۀ اصولگرای جوان اما نوشته است: ” از نشست خبری یا خبرهای پیرامون نمیتوان فهمید لاوروف برای چه به تهران آمد؟ چون پاسخهای دیپلماتیک آنقدر سر بسته و کلی است که جز آن که بدانیم دربارۀ مسایل مورد علاقۀ دو طرف حرف زده شده چیز دیگری دستمان را نمیگیرد.”
این روزنامه ادعای ” تاخت زدن ایران در مقابل اوکراین ” در معاملۀ روسیه با آمریکای ترامپ را هم رد میکند و مینویسد: مگر برای معاملۀ اوکراین، زلنسکی را به مذاکرات خودشان راه دادند؟ ضمن این که موضوع اوکراین مانند سوریه و عراق و افغانستان نیست که “خارج نزدیک” ایران محسوب شود.
با این حال و اگرچه “تاخت زدن” ایران با اوکراین ( اصطلاحی که اول بار دو سال قبل احمدینژاد رییس جمهوری اصولگرای پیشین به کار برد و نه اصلاح طلبان) را نفی کرده اما معتقد است بعید نیست “وزارت خارجه ایران از لاوروف خواسته باشد به آمریکاییها – که شاید به «واسطۀ روسی» هم امید بسته باشند – بگوید اگر میخواهید باب مذاکره از گوشهای باز شود، باید فشار حداکثری را بردارید یا در عمل بیخیال آن شوید. این چیزی است که هم از حرفهای ظاهری و پشت تریبون آقای عراقچی در نشست خبری قابلفهم است و هم از رویکرد کلی دولت”.
احتمال دوم همان است که در گزینه قبل به تلویح آمده بود و این که آقای لاوروف حامل پیامی از جانب آمریکای ترامپ بوده و پاسخ عراقچی هم این که فشار حداکثری را بردارند تا مذاکره کنیم. تحت فشار و با تهدید نه.
این که لاوروف به عنوان پیک ترامپ آمده باشد عجیب است ولی نه آن قدر که خود ترامپ عجیب است. وقتی آمریکای کمک کننده به اوکراین در دوران بایدن به قطعنامۀ پیشنهادی اروپا دربارۀ اوکراین رأی منفی میدهد و همه را شوکه میکند اگر در ریاض از لاوروف خواسته باشند سری به تهران بزند و پیام آنان را برساند چرا که نه؟
پیام ترامپ هم واضح است: اگر با ما توافق نکنید هم صادرات نفت شما را صفر میکنیم و هم منعمان علیه حملۀ اسراییل را برمیداریم.
احتمال سوم که در فضای معاملۀ پوتین و ترامپ بسیار بعید است و اگر هم گفته باشند نباید باور کرد این است که لاوروف به تهران آمده تا بگوید از تهدید و هارت و پورت ترامپ نترسید. ما محکم پشت سرتان هستیم و به معاهده ۲۰ ساله عمل میکنیم. سوخو ۳۵ میدهیم و قسعلیهذا. برخی علاقهمندند این گزینه را پررنگ کنند ولی بسیار بعید به نظر میرسد و هر چند تلقی دولت مرحوم رییسی سه سال قبل این بود که بعد از حمله روسیه به اوکراین هندسۀ جهانی تغییر کرده و ایران و روسیه و چین یک بلوک جدید تشکیل داده اند اما اکنون خود روسها هم دیگر چنین مدعایی ندارند.
احتمال چهارم که جدی تر و به واقعیت نزدیکتر است این است که آقای لاوروف آمده باشد تا بگوید: ما و آمریکا در حال معاملهایم. شما هم از این پنجره که هنوز باز است و کاملا بسته نشده استفاده کنید تا مشکلی پیش نیاید. خلاصه این که روی ما زیاد حساب نکنید. وقتی خودمان داریم با آمریکا میبندیم حساسیت سابق را روی نزدیک شدن شما و آمریکا نداریم.
احتمالا خواهید گفت: اگر آن همه صغرا- کبرا و مقدمه چینی برای این بود که بگویید لاوروف آمده تا بگوید دنیا عوض شده و دیگر در فکر تقابل با آمریکا نیستیم تا شما هم از هندسۀ جدید و اتحاد روسیه و چین و ایران ( آرزوی مرحوم رییسی) بگویید.
مشخص است چون روسها همیشه دو دوزه بازی میکنند و اصطلاحا از پشت خنجر میزنند و به جز دوران لنین که رفتار متفاوت رهبر انقلاب شوروی بسیاری را در ایران مجذوب کرد شریک دزد و رفیق قافله بودهاند. چه در جدایی بخشهایی از سرزمین ما در زمان روسیه تزاری. چه اشغال آذربایجان در عصر استالین و اتحاد شوروی. چه بد عهدی با دکتر مصدق و منتظر و معطل گذاشتن توده ایها در مقابل کودتا. چه در تسلیح صدام حسین. چه در برجام و چه و چه و چه و اینها حرف تازه نیست و فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر. سخن، نو آر که نو را حلاوتی است دیگر.
قربان دهانتان! همین را میخواهیم به آقای عراقچی بگوییم که شما وزیر خارجۀ دولت پزشکیاناید. به جای تکرار ادبیات قبلی سخنی نو و تازه در دنیای تازه بیاورید. همه در حال پیچیدناند و ما هم ناگزیر جاهایی باید بپیچیم. کجا؟ خوب! این همه شورا و کارشناس دارید تا پاسخ همین سوال را بدهند.
در آزاد راه تهران- اصفهان یا به سمت مشهد میتوان ساعت ها صاف و مستقیم راند. در جاده چالوس اما باید مدام پیچید. دست کم از فضای تقابلی آمریکای ترامپ با اروپا بهره ببریم و روابط خود با دو کشور شاخص اروپایی – آلمان و فرانسه- را ارتقا دهیم.
در دوران خاتمی فرانسویها در دو صنعت اصلی ما سرمایهگذاری کردند و حاصل عسلویه است که پایتخت انرژی ما شده و در خودروسازی نتیجه شد تولیدات پژو و رنو که هنوز زیر پای مردم است. آلمان ها هم در دوره رضاشاه و قبل از جنگ جهانی کمک کردند.
همه چیز در حال تغییر است. سیاست خارجی ایران هم ناگزیر از تغییر است. وقتی چین بی خدا واسطۀ آشتی دو کشور مسلمان با نشان الله بر پرچم می شود (ایران و عربستان سعودی)، وزیر خارجۀ روسیه هم شاید پیامی از طرف ترامپ آورده باشد.
درباره سوریه بوده یا برنامه هستهای یا تمایل به مذاکره نمیدانیم اما این را میدانیم که همه دارند میپیچند. در این فقره الزاما نمیتوان صاف و مستقیم راند. به قول عطاء الله مهاجرانی در “هزار چم” به گونهای دیگر باید راند!