
به گزارش خبرنگار مهر، نشست ادبی «لبیک یا نصرالله» با حضور جمعی از شاعران و اهالی فرهنگ کشورهای ایران، لبنان، مصر، سوریه، پاکستان، هند، و افغانستان به میزبانی گروه بینالمللی هندیران برگزار شد. در ابتدا محمد ماهر قابیل استاد ادبیات و کارشناس مسائل بینالملل از مصر گفت: در صحنهای جانسوز و سرشار از غم و […]
به گزارش خبرنگار مهر، نشست ادبی «لبیک یا نصرالله» با حضور جمعی از شاعران و اهالی فرهنگ کشورهای ایران، لبنان، مصر، سوریه، پاکستان، هند، و افغانستان به میزبانی گروه بینالمللی هندیران برگزار شد.
در ابتدا محمد ماهر قابیل استاد ادبیات و کارشناس مسائل بینالملل از مصر گفت: در صحنهای جانسوز و سرشار از غم و اندوه و عشق، بیش از یک میلیون نفر از مردم داغدار در خیابانهای بیروت جمع شدند و با سید مقاومت و جانشین او، سیدهاشم صفیالدین، بزرگترین وداع تاریخ لبنان را رقم زدند. برای بدرقه شهید سیدحسن نصرالله، جمعیت بسیاری از مناطق مختلف لبنان و از دیگر کشورهای عربی و اروپایی خود را به بیروت و به محل تشییع رساندند، تا در یک وداع استثنایی با دیگر دلهای عزادار هم نوا شده باشند.
این استاد ادبیات مصری در ادامه گفت: این تشییع عظیم که تاریخ لبنان به ندرت مشابه آن را به خود دیده است و مردم از کشورهای مختلف عربی و اروپایی خود را به آن رساندند، نشاندهنده عمق عشق و ارادت خالصانه جهانیان نسبت به شهید سیدحسن نصرالله و نشاندهنده این موضوع است که راه مقاومت و راه سیدحسن نصرالله ادامه دارد.
وفاداری به فلسطین در خون ما وجود دارد
سپس اصغر مسعودی مسئول خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در لاهور گفت: اسرائیل گمان میکرد با کشتن رهبران، راه و رهروان نیز نابود میشوند ولی این خطای محاسباتی و خیالی باطل بود. راه و مکتب سیّد مقاومت، شجره طیبهای است که با خون محکمتر میشود. اسرائیل در تاریخ نامشروع خود، به هیچ اصول اخلاقی و انسانی پایبند نبوده است.
وی ادامه داد: سنگها، اولین کلماتی بودند که در برابر سکوت کشورهای غربی و بی تفاوتی کشورهای اسلامی و عربی پرتاب شدند. این سنگها در برابر بی تفاوتی کشورهای اسلامی و حمایتهای کشورهای غربی موشک شدهاند و طوفان به پا کردهاند.
رئیس خانه فرهنگ جمهوری اسلامی در لاهور ادامه داد: در هر نفس ما عشق به فلسطین موج میزند. در خون ما، وفاداری به شهدا جریان دارد. حماس و حزب الله قلب فلسطین هستند که هرگز از تپش نمیافتند. هیچ طوفانی نمیتواند عزم فلسطین را بر باد دهد و طوفانالاقصی و وعده صادق عذاب سخت الهی بر صهیونیستها بود.
سخنران بعدی سید مسعود علوی تبار شاعر و کارشناس تاریخ و تمدن ملل اسلامی بود که با اشاره به پرواز جنگندههای آمریکایی و اسرائیلی بر فراز جمعیت عزادار تشییع سیدحسن نصرالله گفت: این اقدام رژیم صهیونیستی هر چند کوچکترین تأثیری بر اراده افراد حاضر در مراسم تشییع نداشت و بیشتر مایه خنده و نشاندهنده انفعال رژیم صهیونیستی در مواجهه با سیل خروشان جمعیت شرکت کننده بود، اما بیانگر این واقعیت هم بود که آمریکا و اسرائیل هیچ ارزشی برای جان خیل میلیونی افراد و شهروندان یک کشور قائل نیستند. آنها با پیشرفتهترین امکانات نظامی خود، حریم هوایی یک کشور را نقض و بیدفاعترین افراد را که از قشرها و ملیتهای مختلفی هم بودند، با سلاحهای خود تهدید میکنند و این یعنی استکبار فاقد هرگونه اخلاق انسانی است و در بالاترین درجه از توحش قرار دارد.
تشییع پیکر نمادین شهید نصرالله در «کارگل» هند
سیدمحمدرضا سلسکوت شاعر فارسیزبان و استاد دانشگاه کشمیر هند هم در این نشست به تشریح برپایی مراسم نمادین پیکرهای شهدای مقاومت، شهید سیدحسن نصرالله و شهید سیدهاشم صفیالدین در شهر کارگل هندوستان پرداخت و گفت: این گردهمایی معنوی صحنهای از اتحاد و همدلی مردم بود که با حضور پرشور هزاران نفر، از جمله زنان و کودکان، رنگ و بویی ویژه به خود گرفت. این مراسم از «مسجد جامع» کارگل آغاز شد و پس از عبور از نقاط مهمی همچون «لال چوک» و «خمینی چوک»، در «حسینی پارک» به اوج خود رسید. خیابانهای کارگل مملو از عزادارانی بود که با نواهای جانسوز نوحهخوانی، عشق و ارادت خود را به شهدای مقاومت ابراز میکردند. این اجتماع عظیم، نمادی از پیوند معنوی و آرمانی با مجاهدان راه حق بود که فراتر از مرزها، در قلب آزادگان جهان جای دارد.
سلسکوت در بخش دیگری از سخنان خود گفت: در این مراسم باشکوه در کارگل هند، احساسات ضد استکباری مردم را بیش از پیش تبلور یافت و پیوند قلبی و عمیق آنان با شهدای مقاومت را به بهترین شکل به تصویر کشید. پایان این مراسم، با قرائت دعای «امام زمان (عج)» و «دعای انقلاب» همراه بود و حاضران با فریادهای استکبارستیزانه، همبستگی خود را با ملت فلسطین و تمام ملتهای مظلوم جهان اعلام کردند.
فاطمه آزادیمنش هم از سوریه درباره تشییع پیکر شهدای جبهه مقاومت گفت: روز تشییع، بیروت بار دیگر شاهد سخنرانی سرور و سالار شهیدان مقاومت بود. اما اینبار با زبانی متفاوتتر و شیواتر از سخنرانیهای پیشین خود، اینبار خطابههای سید شهید با زبان دل عاشقانش در آخرین وداع با او، در گوش جهانیان طنین انداز شد. در این روز تابلوی عشق و شجاعت و جهاد در سرزمینی که از خون پاک ایشان سیراب شده، تجسمی حسینی یافته بود و این حضور پرشور و جمعیت انبوه میلیونی آن نشان داد ما ملتی هستیم که عاشق مقاومت حسینی در دفاع از مظلوم هستیم.
وی افزود: در این روز جهانیان دانستند که امید در وجود ما نمیمیرد و ذلت از ما دور است. ما سربلندیم و به خاطر خون شهیدان ملت خود، با تمام وجود، تمام توان و قدرت خود را برای کمک به مظلومان و ستمدیدگان به کار خواهیم بست.
شعرخوانی شاعران در رثای شهید نصرالله
رجاء محمد بیطار شاعر لبنانی از لحظات حضور در تشییع پیکر سید مقاومت چنین گفت: روز تشییع پیکر سیدحسن یومالله بود و روز خدا. روزی که روزگار مثل آن را کمتر به خود دیده بود. از لحظه لحظه این روز عشق، صداقت، پاکی، ایمان، و وفاداری تراوش میکرد. اینگونه بود که دلها در این روز از سراسر جهان در بیروت به هم پیوستند و با حزن و اندوهی سازنده، که از اعماق قلبشان سرچشمه میگرفت، دور هم جمع شدند و بار دیگر به سید مقاومت لبیک گفتند. شهید سیدحسن نصرالله به حقیقت شایسته چنین عشقی است؛ عشقی که در لحظههای آخرین وداع با پیکر او دیدیم که پایانی برای آن قابل تصور نیست.
در ادامه این نشست شاعرانی چون علیرضا قزوه، مصطفی محدثی خراسانی، رسول شریفی، سید مسعود علویتبار، سیدمهدی بنیهاشمی، سیدحکیم بینش، عمادالدین ربانی، مسعود ربانی، نغمه مستشار نظامی، میترا ملک محمدی، فاطمه شکلآبادی، سارا عبداللهیفر، زهرا پرویزی، سیده کبری حسینی بلخی، نجمه بنائیان بروجنی، فاطمه ناظری، مریم فرجی، فائزه ذرافشان، سارا رمضانی و صبا فیروزی به شعرخوانی درباره سیدحسن نصرالله و جبهه مقاومت پرداختند.
در ادامه برخی از اشعار قرائت شده در این یادواره ادبی را میخوانیم؛
مصطفی محدثی خراسانی
تو را و حاج قاسم را دو نیم ماه میبینم
که نصرالله میدیدم، که نصرالله میبینم
مگر دست بلند عشق بردارد ز رازت مُهر
که قد عقل را در این میان کوتاه میبینم
تو راه افتادی از هل من معین ظهر عاشورا
هنوزت با شهادت، همچنان همراه میبینم
غمت چون دولت عشق است جانپرور، ببخشایم
اگر روزی تصورکردهام جانکاه میبینم
میآیی با رفیقت در رکاب حضرت موعود
جهانی را به استقبالتان در راه میبینم
*
رسول شریفی
ای سید عزیز، صدای مقاومت!
ما با توییم، با تو به پای مقاومت
بعد از تو عاشقانه در این راه بودهایم
یعنی که زنده است صدای مقاومت
جان بر کفیم بر سر پیمان و عهد خویش
خشمیم و آتشیم برای مقاومت
از مرگ سرخ باک نداریم، مرگ چیست!
بر تن نمودهایم ردای مقاومت
در دفتر جهاد و شهادت نوشتهاند
خون است تا همیشه بهای مقاومت
طوفان روزگار حریفش نبود و نیست
کوهی است استوار بنای مقاومت
فرزند غیرتیم، علی(ع) مقتدای ماست
در یک صفیم، جان به فدای مقاومت
دشمن وقیح هست و نشستن صلاح نیست
آیا گزینه چیست به جای مقاومت؟
ماییم در میانه و نیل است پیش رو
در کف گرفتهایم عصای مقاومت
پیروز میشویم سر آخِر در این نبرد
از ما سلام بر شهدای مقاومت
*
نجمه بنائیان بروجنی
کسی نبوده شبیه تو آنچنان که تو بودی
که بوده چون تو رجزخوان در آن میان که تو بودی ؟
کجای ضاحیه را میتوان قدم زد و نشنید
که میدهند نشانت به آن نشان که تو بودی
هم اوفتاده چو رود و هم ایستاده چنان کوه
بلند قامت و جاری و جاودان که تو بودی
تو روح آبی فتحی، تو صبح زندهی نصری
زلال بارش باران ناگهان که تو بودی
تمام زندگیات را شهید بودی از آغاز
شهید زندهی پایان داستان که تو بودی
به آن شکوه و بلندی که سهم بال و پرت بود
نبود هیچ نشانی در آسمان، که تو بودی
چه زخمهای عمیقی نشسته بر تن تاریخ
چگونه هیچ نگویم از این جهان که تو بودی
*
فائزه زرافشان
ای کوه اقتدار که سرسخت و سادهای
با من بگو کجای جهان ایستادهای؟
طوفانی و برآمده از شعلهبادها
سرچشمهای و از نفسِ کوهْ زادهای
آوازهی غمت به کجاها نرفته است
ای نامهای که خواندنی و سرگشادهای
با اشک و خنده، حرف و سکوت و همین نگاه
داغی وسیع بر دل تنگم نهادهای
برگرد و لااقل به تبسّم وداع کن
حالا که تو مسافر تنهای جادهای
*
فرزانه قربانی
با داغت تازه کردی غصه ها رو
تو رفتی تا که برگرده محرم
از این بی مهری پاییز دلا مون
داره با روضه دم می گیره کم کم
بهت تکیه میداد جولان خسته
ستون مسجدالاقصی تو بودی
گمت کردیم میون انفجارا
واسه ما کوه پابرجا تو بودی
شبیه روضههایِ گریه داری
شده گودالی از خون قتله گاهت
تموم آسمون محو تو می شد
رجز میخوندی وقتی با نگاهت
خبر داری که با طوفان چشمات
چقد رودخونه ها جریان گرفتن
تازه بعد از شهادت فهمیدیم ما
چرا اسمت رو از قرآن گرفتن
سلام ای آیه نصر من الله
سلام ای قطره قطره خون بیروت
فدای خندههای مثل سیبت
سلام ای دونههای سرخ یاقوت
*
کمیل کاشانی
سیدحسن رفته است، نصرالله باقی است
تا مقصد پیروزی حق راه باقی است
این جاده انبوهی مسافر دیده با خود
از این مسیر طی شده کوتاه باقی است
رفتند اگر چه قاسم و سیدحسنها
اما هزاران عاشق آگاه باقی است
«انا علی العهد» است رمز عزت ما
تا این شعار عشق در افواه باقی است
داغ شهیدان تا ابد در سینه ماست
در چشم ما اشک و به دل ها آه باقی است
پایان نخواهد یافت این جنگ ستمسوز
تا یک نفر از دشمن بدخواه باقی است
تا انتقام از دشمن جانی نگیریم
در قلب ما این شعله جانکاه باقی است…